بیماری مازوخیسم چیست

/, روانشناسی/بیماری مازوخیسم چیست

بیماری مازوخیسم چیست

مازوخیسم

بیماری مازوخیسم چیست ؟

بیماری مازوخیسم نوعی از بیماری های روانی است که در آن فرد مبتلا علاقه شدیدی به  تحقیر شدن توسط جنس مخالف خود را دارد .

این بیماری در هر دو جنسیت وجود دارد اما در مردان بیشتر از بانوان دیده می شود. در واقع مازوخیسم بیماری‌ ای نمی باشد که در شرایط های خاص و یا محیط های خاصی به وجود بیاید.

افرادی که به این نوع انحراف مبتلا می شوند بسیار تمایل دارند تا چه به وسیله‌ی خود فرد و یا چه از طرف دیگران مورد آزار قرار بگیرند و یا حتی شکنجه شوند.

احساس آرامش و لذت  روانی در این بیماران، جز با زجر و آزار دیدن حاصل نخواهد شد.

واژه‌شناسی لغت مازوخیسم :

مازوخیسم ،خودآزاری یا آزارخواهی نام خود را از فعالیت‌های لئوپولد فون زاخر مازوخ نویسنده اتریشی در سده نوزدهم میلادی گرفته‌است که شخصیت‌های داستان ‌های خود را از اینکه مردان با آنان بدرفتاری نمایند و بر آن‌ها تسلط یابند لذت جنسی می‌بردند.مازوخ در معروف‌ترین کتاب خود یعنی ونوس خزپوش که داستان زن دانشجوی جوانی به نام واندا را روایت می‌کند، او سر و وضعی مناسب و زندگی مرفهی را دارد و در زمان دانشجویی در همسایگی خود با مرد جوانی با نام سورین آشنا می‌شود، اشراف‌زاده‌ای بسیار جذاب و تنومند که زن جوان را اسیر خودش  می کند.

زن که در خود تمایل به بردگی و شکنجه شدن را پیش از این آشنایی کشف کرده بود و فهمید که در هیئت این مرد می‌تواند تمام آرزوهایش را محقق کند.

به این ترتیب رابطه ارباب و برده بین سورین و واندا به وجود امده و کل روایت این داستان بر آن استوار است.

واژه سادیسم یا دیگر آزاری نیز از نام مارکی دو ساد  نویسنده فرانسوی آثار اروتیک آغشته به فلسفه و خشونت برگرفته شده ‌است.

تفاوت مازوخیسم با خودآزاری در چیست :

به‌طور کلی مازوخیسم یک نوع خودآزاری جسمی می باشد اما با خودآزاری در معنای کلی بسیار متفاوت است.

با توجه به مفهموم خودآزاری و مازوخیزم می‌توان این نکته را اشاره کرد که خودآزاری می‌تواند به دلایل مختلفی ایجاد شود و به تنهایی بیماری نمی باشد، بلکه به دلیل اختلالات دیگری ایجاد می‌شود.

افرادی که به انواع بیماری‌های روانی مانند اسکیزوفرنی، عقب‌ماندگی ذهنی و اوتیسم مبتلا می باشند به شیوه‌های متفاوت اقدام به خودآزاری می‌کنند. مازوخیسم یک اختلال روانی و خودآزاری نشانه‌ای از ابتلا به بیماری‌های روانی خواهد بود. فرزندان خانواده‌هایی که به نوعی خودآزاری را تجربه کرده‌اند بیشتر به این حالات مبتلا می‌شوند، قطعاً زمانی که هر کدام از والدین این اقدامات را انجام دهند فرزندان نیز همانندسازی می‌کنند بنابراین افرادی که تجربه خانوادگی دارند بیشتر خودآزاری را تجربه خواهند کرد.

ریشه‌یابی در این بیماری :

آزارگری و آزارطلبی جنسی هر دو  مزمن می باشند و در حالت شدید این فعالیت، قربانی ممکن است متحمل جراحات بسیار جدی شده یا حتی جان خود را از دست بدهد.

تعدادی از متخصصان روانشناسی و روانپزشکی بر این باور می باشند که ریشه‌ های آزارگری و آزارطلبی را باید در دوران کودکی جستجو نمود و برخی دیگر به نقش احتمالی عوامل زیستی اشاره کرده‌اند.

فرد آزارطلب از طریق آزار دیدن و ترجیحاً تحقیر شدن و کتک خوردن به ارضای روحی می‌رسد.

افراد آزارطلب خیالپردازی‌هایی را دارند که اغلب در دوران کودکی آغاز شده اند. در این خیال‌پردازی‌ها آن‌ها به بند کشیده می‌شوند، شکنجه می‌شوند، مورد تجاوز جنسی قرار می‌گیرند، یا به طریق دیگری با آن‌ها بدرفتاری می‌شود. میزان این خیالپردازی‌ ها و اعمال در زنان به مراتب بیشتر از مردان است.

انواع مازوخیسم :

مازوخیسم ها به سه دسته اصلی تقسیم می شوند که آنها را برای شما در ادامه بیان کرده و توضیح  خواهیم داد.

  1. مازوخیسم از نوع احساساتی :

بعضی از افراد مبتلا به مازوخیسم که معمولأ  جزو افراد کمرو، نادان و بی‌سواد هم می باشند، از آشکار شدن انحراف خویش خودداری می‌کنند و در درون خود مخفی خواهند کرد .

این افراد سعی می کنن تا  با تجسم صحنه‌های مختلف مازوخیسمی با استفاده از خیال، تمایلات غیر‌ عادی خود را کنترل کنند.

این دسته از منحرفان را مازوخیست های احساساتی و انحراف آنها را مازوخیسم احساساتی می نامند.

  1. مازوخیسم از نوع روانی :

مازوخیسم روانی حالتی بوده که در زندگی عادی مردم دیده می‌شود. بعضی افراد در زندگی، خود را از هر لحاظ در اختیار فرد محبوب خویش قرار داده و هر نوع خفتی را که از طرف او به آنها تحمیل بشود، می‌پذیرند. اگر روابط از مرز تجاوز کند و جنبه‌ ارباب و غلامی پیدا کند و یکی از طرفین تا حدی که برده‌ای از اربابش اطاعت و فرمان‌برداری می‌کند  که بنده‌وار خواست‌های طرف مقابلش را عملی کند، می‌توان گفت که دچار انحراف مازوخیسم روانی شده است.

مبتلایان به این نوع از بیماری، جز دشنام و خفت و خواری چیزی نمی‌طلبند به شکلی که زخم زبان، اهانت و ناسزا آنها را به اوج لذت می‌رساند.

مازوخیست‌های روانی، تا زمانی که از کسی دشنام نشنیده‌ اند یا شخصی آنها را تحقیر نکرده، ناراحت و نا آرامند. بسیاری از زنان جوان، خوش چهره و تحصیل‌کرده و برومندی که با مردانی به مراتب پست‌تر از خود ازدواج می‌نمایند مبتلا به مازوخیسم روانی هستند. این زنان در برابر قوی‌ هیکل بودن مرد که صفتی به اصطلاح بارز به شمار می‌رود، کلیه‌ معایب و نقایص اخلاقی و ذاتی او را بسادگی نادیده خواهند گرفت.

به طورکلی می توان گفت که منحرف مازوخیست، یک انسان خفت‌طلب و اهانت‌ جو بوده و به هر ترتیبی که بتواند خود را به دیگری تسلیم می‌کند تا بتواند تمایلات روانی خود را سریع تر اقناع کند.

  1. مازوخیسم از نوع فیزیولوژیک :

مازوخیسم فیزیولوژیک که حادترین و واقعی‌ترین وجه مازوخیسم بشمار می رود حالتی است که انسان را وا‌ دار می کند تا از احساس درد و رنج، لذت برده و بدن خود را با اشتیاق در معرض زجر و درد و عذاب قرار دهد.

برای شخصی که به انحراف مازوخیسم فیزیولوژیک مبتلا است، درد مفهوم خود را از دست خواهد داد و حتی لذت به شمار می‌رود.مبتلایان به این نوع مازوخیسم که تعدادشان از مبتلایان به دو نوع دیگر بیشتر می باشد، از آزار‌های بدنی مانند شکنجه، پاره شدن پوست و گوشت و یا سوختن بدن‌شان لذت برده و چنانچه اقدامی برای درمان آنها صورت نگیرد، سرانجام جان خود را از دست می دهند.

درمان مازوخیسم :

درمان مازوخیزم بسیار سخت‌تر از خودآزاری خواهد بود به دلیل اینکه اختلال مازوخیزم پایدار می باشد اما در خودآزاری به محض اینکه بیماری فرد درمان شود خودآزاری ها نیز درمان خواهد شد. البته تمامی اختلالاتی که دارای منشاء روانی هستند بوسیله هیپنوتیزم یا هیپنوتراپی و مشاوره روانشناسی و روان درمانی قابل درمان خواهند بود.

علاوه بر آن همه اختلالات و انحرافات جنسی همچون ناتوانی جنسی، زود انزالی، دیر انزالی و عدم انزال، بی میلی و سرد مزاجی جنسی ،عدم ارگاسم، ترس یا فوبی جنسی، واژنیسم یا درد جنسی، همچنین انحرافات جنسی مانند تمایلات همجنس گرایانه، وسواس جنسی، فتیشیزم جنسی، مازوخیسم جنسی، سادیسم جنسی، و غیره که منشاء روانی دارند هم با درمان های مناسب قابل درمان می باشند.

همچنین می‌توان از روش‌هایی شامل مدیریت و شایسته سازی الگوهای برانگیختگی جنسی و خودارضایی و درمان هایی همچون بازسازی شناختی و آموزش مهارتهای اجتماعی به فرد مبتلا نیز استفاده کرد.

دارو نیز یکی از روش های کاهش توهم و رفتارهای مربوط به انحرافات جنسی به شمار می آید. این امر به ویژه در افرادی که رفتارهای خودآزارانه بسیار شدید و خطرناک را از خود نشان می دهند تاثیر گذار است.

توسط |۱۳۹۷-۵-۳۰ ۰۷:۴۱:۲۷ +۰۰:۰۰۳۰ام مرداد, ۱۳۹۷|دسته‌ها: دسته‌بندی نشده, روانشناسی|برچسب‌ها: , , |بدون دیدگاه

درباره نویسنده:

دیدگاه خود را بنویسید

طراحی سایت