دلایل اختلال در اشتها

/, روانشناسی/دلایل اختلال در اشتها

دلایل اختلال در اشتها

ایجاد اختلالات در خوردن

اختلالات خوردن :

نقص‌ خوردن , نوعی مشکل در شیوه غذا میل کردن است كه از وضعیت طبیعی خارج شده‌است .

به عنوان مثال در‌صورتی‌که شخص از میل کردن غذای كافی امتناع می‌كند , یا این که بیش تر از میزان غذا میخورد , یا بعداز مصرف غذا اقدام به مصرف مسهل می‌كند , یا این که عمدا استفراغ می‌كند و یا تركیبی از اختلالات فوق را داشته باشد , به اختلال خوردن دچار شده‌است .

اختلال خوردن , دربرگیرنده افكار و رفتارهای كنترل نشده ای است كه الگوهای بیمارگونه ی غذا خوردن را القاء می‌كنند .

زنان و مردانی كه به‌این مشکل دچارند , تصور غیر حقیقی وواقعی و تحریف شده ای از تن خود دارا هستند .

برای مثال این اشخاص مدام فكر می‌كنند كه بیش تر از حد چاق می باشند .

اختلالات شایع خوردن :

در این باره تا كنون دو اختلال , بوسیله انجمن روانپزشكی آمریكا توصیف شده‌است .

بی اشتهایی عصبی و پرخوری عصبی :

بی‌اشتهایی عصبی:

برخلاف اسم این اختلال , نقص‌ حقیقی مبتلایان به آن بی‌اشتهایی نمی‌باشد , بلکه آنان بشدت از ارتقاء وزن یا این که چاق شدن می‌ترسند .

چهره یی که‌این اشخاص از شکل و اندازه تن خود دارا هستند دوچندان غیرواقعی است .

مثلا با وجود لاغری شدید , همواره هراس زیادی از ارتقاء وزن یا این که چاق شدن دارا هستند .

احتمال دارد برای اندازه‌گیری وزن بدنشان از فوت و فن مختلفی اعم از وزن کردن مکرر خویش , اندازه‌گیری وسواسی اندام‌ها و به کارگیری همیشگی از آینه برای بررسی قسمت‌هایی که چاق تصور میگردد , به کار گیری نمایند . از دست دادن تدریجی وزن در زنان دچار به‌این ایراد سبب ساز توقف قاعدگی آن ها می شود که در صورت رخ ندادن دست کم سه زمان قاعدگی , این اختلال تشخیص داده می شود . در رابطه مردان , کاهش میل جنسی و سطح تستوسترون جایگزین این ملاک در زنان است .

بخش اعظمی از بیماران در گیر به بی‌اشتهایی عصبی با این‌که احتمالا بشدت لاغر و ضعیف شوند , انکار می‌نمایند در رابطه با وزن خویش مشکل دارند .

در واقع به وزن کم خویش افتخار می‌نمایند .

برای مخفی‌کردن لاغری خویش دست به هر کاری می‌زنند ; لباس گشاد میپوشند یا این که گهگاه با حمل کردن اجسام بزرگ قصد دارند خود را سنگین‌تر از آنچه می‌باشند نشان دهند , یا این که در شرایطی که قرار باشد در محیطی نظیر درمانگاه وزن شوند , امکان دارد میزان زیادی آب بنوشند تا به طور موقت وزن خویش را بالا ببرند .

یادت نره بخونیش .

همیشه لبخند بزنید

پرخوری عصبی:

این مشکل با پرخوری و انجام اقداماتی مثل استفراغ عمدی و تمرین‌های ورزشی شدید و افراطی برای دوری از ارتقاء وزن معین می شود . این نقص‌ , شباهت متعددی با دسته پرخوری/ تخلیه‌کننده بی‌اشتهایی عصبی دارد , ولی آنچه علامت تشخیص و متمایزکردن این دو نقص‌ از یکدیگر است , وزن شخص است .

شخص دچار به بی‌اشتهایی عصبی بشدت لاغر است , در صورتی که در رابطه شخص مبتلا به پرخوری صدق نمی کند .

با این‌که هر دو تیم اشخاص در گیر به بی‌اشتهایی عصبی و پرخوری عصبی , هراس شدیدی از چاق‌شدن دارا هستند , برخلاف بیماران دچار به بی‌اشتهایی عصبی , بیماران دچار به پرخوری عصبی معمولا وزن طبیعی دارا هستند یا این که گهگاه اندکی اضافه وزن خواهند داشت .

پرخوری عصبی معمولا با تولید رژیم غذایی که هدف آن میل به ترکه‌ای بودن است , شروع می‌گردد.

شخص در روند نخستین , غذاهای کم کالری می خورد , ولی به مرور زمان , شخص به سمت محدودکردن رژیم غذایی می‌رود و شروع به خوردن غذاهای ممنوع‌شده میکند .

این غذاها معمولا غذاهای سبک و دسرهایی مثل چیپس سیب‌زمینی , پیتزا , کیک , بستنی و شکلات را شامل می شود .

هر کس به پرخوری عصبی دچار است , احتمال دارد در یک روز تا 4800 کالری مصرف کند!

شخص بعداز پرخوری , برای این‌که ناکامی خویشتنداری خویش را مدیر نماید , استفراغ‌کردن , روزه‌گرفتن , ورزش‌کردن افراطی یا این که سوءاستفاده از ملین‌ها را آغاز می‌نماید . پرخوری عصبی برای خیلی از بیماران به جهت پرداخت صورتحساب‌های سنگین وزن برای خوراک , تولید مشکلات اقتصادی را هم به همراه دارد .

بیماران در گیر به بی‌اشتهایی عصبی معمولا جدی‌بودن اختلال خویش را انکار میکنند , درمقابل , تنها چیزی که در ذهن مریض در گیر به پرخوری عصبی وجود ندارد آسودگی خاطر است . آنان به جهت نداشتن کنترل بر رفتار پرخوری خویش , حس خجالت , گناه , خودکم‌بینی و سعی برای پنهانکاری دارند .

این مشکل هم دربرگیرنده دو دسته تخلیه‌کننده و غیرتخلیه‌کننده است .

در دسته تخلیه‌کننده , شخص از روش‌هایی نظیر استفراغ‌کردن و استفاده از ملین‌ها برای پرهیز از ارتقا وزن و خنثی‌کردن اثر پرخوری استفاده می‌نماید , ولی در مدل غیرتخلیه‌کننده , قابلیت و امکان دارد شخص روزه بگیرد یا این که ورزش نماید , البته استفراغ نمی کند و از مُلَیِن‌ها استفاده نمی کند .

ایجاد اختلالات در خوردن

علت چیست؟

1 ـ وراثت و عوامل زیستی :

گرایش ابتلا پیدا کردن به اختلال خوردن در خانواده‌های این اشخاص جریان دارد .

خویشان تنی افراد در گیر به بی‌اشتهایی عصبی یا این که پرخوری عصبی , خودشان به میزان بالایی در گیر این نقص‌ میباشند . همینطور وجود بی‌نظمی در نوعی انتقال‌دهنده عصبی به اسم سروتونین که اشتها و اخلاق و رفتار تغذیه را تنظیم میکند , در پیدایش این خلل نقش دارد .

2 ـ تأثیرات همسالان و رسانه‌های گروهی :

پژوهش ها نشان می دهد فشارهای اجتماعی و معیارهایی که برای لاغری از سمت جامعه , تیم همسالان و همینطور رسانه‌های گروهی بر اشخاص اعمال می‌گردد , نقش مهمی در پیدایش این خلل داراست .

3 ـ خانواده :

انعطاف‌ناپذیری , مراقبت بیش تر از حد پدر و مادر , کمالگرایی , در اختیار گرفتن افراطی و اختلاف زناشویی در میان پدر و مادر , نمونه‌هایی از رفتارهای نابهنجار مرسوم در خانواده‌های اشخاص در گیر به‌این مشکل‌ها است . به علاوه , بخش اعظمی از پدر و مادر بیماران در گیر به اختلال‌های خوردن در رابطه با رژیم گرفتن , تأکید بیش از میزان بر لاغری و ظواهر جسمانی عالی دارا هستند .

4 ـ عوامل فردی :

به همان اندازه که شخص لاغر بودن را معیار جذاب , دوست داستنی و خنده رو بودن بداند , حس دوچندان بدی از اضافه وزن خویش داراست و در نتیجه سعی بر کاهش وزن خواهد کرد . یکی دیگر از عوامل فردی دخیل در خلل خوردن , نارضایتی از بدن است .

به گویش ساده‌تر , درصورتی که آن طور که به نظر می‌رسیم را دوست نداشته باشیم , در این‌حالت حس بدی در رابطه خودمان خوا‌هیم داشت و کارایی می کنیم وزن خویش را پایین بیاوریم تا خوب تر به نظر برسیم . از نگاه تئوری‌های عمیق روان‌شناختی , این نارضایتی از خویش ( که معمولا تنها هم در رابطه وزن نمی باشد و این اشخاص در بقیه بخش‌های خویش هم حس نارضایتی دارا‌هستند ) , نشانه حس یک خلأ درونی توسط آنهاست که به نوعی شخص , به واسطه خوردن یا این که اشتغال ذهنی با میل کردن و مقاومت در برابر خوردن , سعی بر لبریز کردن آن فضای خالی دارد .

کمالگرایی ( نیاز به این‌ که اوضاع بی‌عیب و نقص باشد ) عامل خطر اصلی دیگری در پیدایش این اختلال است و اشخاص کمالگرا , معیارهای سرسختانه و دقیقی برای لاغری خویش دارا‌هستند که بایستی براساس آن فعالیت نمایند .

معالجه :

در کنار منشأ زیستی و ژنتیکی به نظر میرسد مسأله مهم در رابطه مشکلات خوردن , احتمال دارد موضوعات زیربنایی‌تری مانند نارضایتی از خویش است که می بایست به باز نگری علل و منشأ آن پرداخت . مشکل در ارتباط با اشخاص با اهمیت زندگی , انتظارات کمالگرایانه آن ها و درحال حاضر خویش فرد و بسیاری فرضیه‌های دیگر ازجمله این احتمالات هستند . معالجه اختلال‌های خوردن در مورد ها شدید بسیار سخت است و میزان برگشت علامتها بیماری بالاست , البته در زمان بسیار طولانی , بهبودی امکان‌پذیر است .

با دقت به آنچه گفته شد , طیفی از روش‌های درمانی برحسب سبب‌شناسی برای این بیماران به کار می رود که عبارتند از :

دارودرمانی :

معمولا بعضی داروها ازجمله داروهای ضدافسردگی در معالجه بیماران دچار به اختلالات خوردن اثر گذار تشخیص داده شده‌است . به حیث می رسد داروهای ضدافسردگی , اخلاق و رفتار بیماران را بهبود میبخشد , حساسیت آن‌ها‌را به شکل و وزن بدن کاهش میدهد و موجب تعدیل مشکلات خوردن خواهد شد .

درمان‌شناختی ـ رفتاری : در‌این معالجه بیش تر روی عقاید غیرواقعی و تحریف‌شده‌ای که در ذهن مریض نقش بسته است تمرکز می شود . این عقاید بیشتر حول محور وزن , غذا و همچنین خود شخص می شود ( عقاید نادرستی از قبیل این ‌که در صورتی که لاغر نشوم , اشخاص من را طرد خواهند کرد ) .

خانواده‌درمانی :

در رابطه نوجوان ها دچار به بی‌اشتهایی عصبی , حال خانواده‌درمانی , به اندازه بسیاری مورد استفاده قرار می گیرد .

در خانواده‌درمانی , درمانگر با پدر و مادر فعالیت میکند تا آن‌ها یاری نمایند مریض مجدد خوردن را شروع نماید .

درمانگر وعده‌های غذای خانواده را مشاهده و پدر و مادر را ترغیب می کند در رابطه خوردن فرزندشان به طور یک مجموعه کار نمایند . بعداز این ‌که مریض افزایش وزن را شروع کرد , به بقیه مسائل و مشکلات خانواده پرداخته می شود و در نهایت درمانگر به مریض کمک می‌کند ارتباط مستقل‌تر و سالم‌تری را با پدر و مادر خود برقرار کند.

درباره نویسنده:

دیدگاه خود را بنویسید

طراحی سایت