روانشناسی خشونت

//روانشناسی خشونت

روانشناسی خشونت

روان شناسی خشونت

روان شناسی خشونت

روان شناسی خشونت 

پرخاشگری به معنی رفتاری است که منجر به آزار و اذیت دیگران میشود. فروید میگوید خشونت ریشه ذاتی و فطری دارد. به این معنی که خشونت  نیرویی نهفته در انسان است و به تدریج انباشته و متراکم میشود . این نیروی نهفته در نهایت میل به آزاد شدن دارد و به شکل پرخاشگری نمایان میشود.

انواع خشونت :

خشونت میتواند فیزیکی صورت بگیرد و به تنبیه ، قطع عضو یا حتی قتل منجر شود.

تجاوز و سوء استفاده جنسی نوع دیگر بروز خشونت و پرخاشگری است.

گاهی پرخاشگری با فشارروانی بروز میکند مثل رفتارهای باج خواهی ، تحقیر و حسادت . از جمله شایع ترین این دست رفتارها توهین و تحقیر است.

نوع دیگر بروز خشونت از بین بردن استقلال فرد و مصادره اموال اوست.

خشونت ذاتی یا اکتسابی :

آیا خشونت ذاتی است ؟

لورنز معتقد است پرخاشگری میتواند به شکل مطلوب با ورزش و بازی تخلیه شود و دراین صورت جنبه سازنده خواهد داشت. در غیر این صورت مخرب است و به شکل انواع جرم مثل قتل یا ضرب و شتم بروز میکند.

فروید معتقد است پرخاشگری در انسان نماینده غریزه مرگ در مقابل غریزه زندگی است. زندگی ما را در جهت رفع نیازهای به شکل مثبت هدایت میکند ، اما پرخاشگری منجربه نابودی و تخریب فرد میشود.

خشونت یا خود فرد را نابود میکند یا متوجه اطرافیان شخص میگردد . یا منجر به خودکشی است یا قتل دیگران.از نظر فروید پرخاشگری جنبه مخرب و منفی دارد.

آیا خشونت اکتسابی است ؟

عده ای از روان شناسان معتقدند فکر ذاتی بودن پرخاشگری برای انسان مخرب است . تفکر غریزی بودن پرخاشگری این رفتار را همردیف با دیگر غرایز قرار داده و به معنی نفی کنترل انسان برآن است. از جمله دلایل دیگر این روان شناسان این است که دشمنی ذاتی به طور مثال بین حیوانات وجود ندارد و از طریق والدین آنها فراگیری میشود.

از لحاظ فیزیولوژیک ، فرض داشتن یک کروموزوم اضافی دلیل بر پرخاشگربودن نیست و تنها باعث قوی تر بودن بدن یا درشت اندامی فرد میشود. این مسئله ، خود یک امتیاز است و هر انسان درشت اندامی پرخاشگر نیست . یا لزوما هر درشت هیکلی یک کروموزوم اضافه ندارد.

وقتی حیوانی دربرابر جانور قوی تر از خود قرار میگیرد واکنش ترس و فرار را بروز میدهد و نه پرخاشگری . این به دلیل تحریک الکتریکی هیپوتالاموس میباشد که  موجب رفتار پرخاشگرانه میگردد.

بر طبق نظریه تحریکی – شناختی ، عصبانیت در انسان با کلمات و مفاهیم توهین آمیز میتواند بروز کند . به طور مثال بین دو فرد، یکی با شنیدن کلمات توهین آمیز عصبانی میشود و دیگری واکنشی نشان نمیدهد. اگر عصبانیت ذاتی بود باید هردو نفر عصبانی میشدند.

علاوه بر اعتقاد به ذاتی بودن یا اکتسابی بودن پرخاشگری ، گروهی از روان شناسان منشاء دیگری برای خشونت قائل هستند. خشونت میتواند ناشی از عدم فرصت یادگیری باشد. فرد در کودکی فرصت یادگیری یا بستر تربیتی مناسب نداشته و یک موجود ناپخته و بی تجربه است. زمانی که اعصاب او تحریک میشود ، به صورت خشونت واکنش نشان میدهد.

خشونت گاهی واکنش به یک شراطی ناامن است. به عبارتی یک واکنش دفاعی به وضعیتی که فرد درآن احساس خطر میکند.

فرضیه جان والر (ناکامی پرخاشگری) :

 در جامعه و زندگی افراد به طور گسترده عوامل ناکام کننده و ناراحت کننده ای وجود دارند.پرخاشگری یکی از انواع واکنش به این ناکامی هاست. به طور مثال کودکی که به مثلا بی انظباطی از بازی منع شده ، اخم میکند یا پای خود را به زمین میکوبد.

ثابت شده که ناکامی و عدم موفقیت ارتباط زیادی با خشونت دارد و میتواند پرخاشگری را افزایش دهد.حتی فرد به این وسیله خودرا تسکین میدهد و ناکامی فشرده را رها میسازد . اما پایان پرخاشگری ، رضایت بخش نیست.

درصورت بروز ناکامی باید آنرا به عنوان یک مسئله مطرح و حل کرد. در غیراین صورت خشونت مستقیما خود مانع را تحت تاثیر قرار میدهد.

جان والر پرخاشگری را تنها ، پاسخ به ناکامی میداند. او نیز مانند فروید معتقد است پرخاشگری فرد را رها میسازد. باتوجه به نظریه ناکامی- پرخاشگری ، خشونت همیشه ناشی از عدم موفقیت است اما تحریک های عاطفی هم میتواند عامل بروز خشونت باشد.

روان شناسی خشونت

روان شناسی خشونت

چرا خشمگین میشویم؟

خشونت میتواند ناشی از عوامل محیطی ، مانند شیوه تربیت در خانواده باشد.خانواده اولین محیط اجتماعی است که فرد بعد از تولد آنرا تجربه میکند.فرد حمایت و تربیت را از خانواده میگیرد و این جامعه کوچک میتواند بستر آموزش خشونت یا تشدید آن باشد.

کودک و برخورد والدین :

در کودکان بسیار دیده ایم ، زمانیکه کسی اسباب بازی و وسائل موردعلاقه او را برمیدارد ، برای پس گرفتن آن با ناراحتی پرخاش میکند. توقعات و انتظارات سرکوب شده کودک موجب خشم و پرخاش کودک است.

الگوی تربیتی نامناسب :

برخورد والدین باهم و با کودک الگوی رفتاری را برای او تعریف میکند. ما برای انجام کارها و رفتارهای خود همیشه به دنبال یک الگو و راهنما هستیم.

الگوی پرخاشگری در خانواده ، کودک را بسیار تحت تاثیر قرار میدهد .خانواده هایی که در آن یکی از والدین یا فرزندان بزرگ تر رفتار دیکتاتور مابانه دارد ، زمینه پرورش فرد پرخاشگر را فراهم میکند.

در ظاهر کودک تابه و مطیع تصمیمات و رفتارهاست اما همین حالت اورا به هیجان و خشم وا میدارد. ممکن است کودک به همسالان و همبازی های خود صدمه بزند و با آنها دشمنی کند.

فرد تربیت شده در چنین محیطی از تعصب خاصی برخورداراست و با دیگران سازگاری ندارد.اعتمابه نفس پایینی دارد و در انجام کارها ناکام است.

تحسین خشونت :

ممکن است در خانواده یا محیطی مثل مدرسه از خشونت و زورگویی ،تقدیر شود. فرد پرخاشگر تحسین شده و رفتار او تقویت میگردد. حتی پرخاشگری را نشانه شجاعت میدانند.

گاه در خانواده خشونت برای دفاع از خود در برابر دیگران آموزش داده میشود و جای رفتار منطقی و گفت و گو را میگیرد.

تاثیر معکوس تنبیه :

گاهی والدین از رفتار کودک ناراحت میشوند و اورا تنبیه میکنند . تنبیه خود به عنوان عامل فزاینده خشونت و تقویت پرخاشگری عمل میکند.

تنبیه علاوه بر اینکه سبب ناراحتی و خشم کودک میگردد ، الگوی رفتاری نامناسبی برا کودک نیز هست.

خشونت ناشی از عوامل فرهنگی :

جالب است بدانیم سبک زندگی و حتی جغرافیای محل سکونت میتواند در میزان خشونت تاثیر گذارباشد. به طور مثال سرخپوستان قبیله کولا در میال آندرو پرو ، به پرخاشگرترین انسانهای دنیا شهرت دارند.

محققان خشونت این قبیله را ناشی از سه چیز میدانند . اول زندگی در ارتفاع بلند کوه ها . دوم کمبود غذا و تغذیه ناقص . و دیگری هنجاربودن رفتار خشونت.

حوادثی مانند جنگ یا عوامل دیگر میتواند خشونت فرد را تقویت کند. در چنین شرایطی پرخاشگری اعمال و افکار فرد را به کلی دربرمیگیرد و حتی جامعه به دلیل مقتضیات و منافع خود ، این خشونت را پرورش میدهد.

برخورد مردم یک جامعه باهم و عواملی مانند بی عدالتی ، محدودیت های اجتماعی و تبعیض ها ، خشم و ناراحتی مردم را به دنبال دارد.

در این بین نمیشود نقش رسانه ها را نادیده گرفت . در هر جامعه ای رسانه های گروهی به ویژه تلویزیون با پخش فیلمهای خشونت آمیز و پرخاشگرانه ، این رفتار را تقویت میکند.

انجام بازیهای جنگی ویدئویی هم میتواند رفتارهای پرخاشگرانه به ویژه در کودکان تقویت کند و ترویج دهد.

یادت نره بخونیش .

طلاق یک سوگ است

نتیجه رفتار پرخاشجویانه چیست؟

باید گفت پرخاشگری همیشه هم زیان آور نیست به شرطی که از حد اعتدال خارج نشود. اگر هدف خشونت تسلط بر مشکلات زندگی و حل آن باشد ، سودمند هم هست .

فروید معتقد است اگر خشم فرد سرکوب شود ، میتواند به شکل خشونت نفرط یا حتی بیماری روانی بروز کند. به این ترتیب برای تخلیه روانی خشونت سه راه حل وجود دارد :

ورزش و فعالیت بدنی مثل بوکس

اشتغال به پرخاشگری خیالی و غیرمخرب

اعمال خشونت و صدمه زدن به فرد حمله کننده

آیا خشونت قابل کنترل است ؟

همانطور که گفته شد عوامل محیطی آموزنده یا محرک خشونت در فرد هستند . پس تغییرات مناسب در محیط و فرهنگ ، زمینه خشونت را از بین میبرد. همچنین رفتارهای تشویقی و دادن مسئولیت به افراد ، گفت و گو و رابطه صمیمی با آنها میزان خشونت را به طور گسترده کاهش میدهد.

تکنیک های کنترل خشونت :

یکی از فاکتورهای اصلی که مانع ایجاد بست رخشونت یا تشدید آن میشود ، صمیمیت است. صمیمیت در خانواده زمانی افزایش میابد که در انجام امور مشارکت کرده و احترام واعتماد متقابل بین آنها حاکم باشد.

خویشتن داری و سکوت از دیگر راههای کنترل خشم است. تمرین کنترل خشم ، به ویژه در خانواده تنش را کاهش میدهد.

زمانی که در خانواده یکی از اعضا به تحریک دیگری میپردازد بهتراست فرد سکوت اختیار کند تا آرامش برقرار شود.

زمانی که چیزی شمارا ناراحت میکند بهتراست مدل پرخاشگری غیر پرخاشگرایانه را تمرین کنید . رعایت این مدل مثل رفتار قدم زدن میتواند تا حدودی زمینه پرخاشگری را کاهش دهد.

اما از بین تمام راههای کنترل و کاهش خشونت ، گفت و گو بهترین راه حل است. پیش از اینکه خشونت به بالاترین حد خود برسد بهتر است  یکی از طرفین سکوت کند و با خونسردی مطلب را با دیگری در میان بگذارد.

آرام کردن شرایط با گفت و گو بسیار موثر است.

درباره نویسنده:

دیدگاه خود را بنویسید

طراحی سایت